تبليغاتX
مبین _ وب گاه شخصی یک طلبه
مبین _ وب گاه شخصی یک طلبه
 
قالب وبلاگ
سلام برعزیزان

جنبش سایبری نقی زیبا ترین نام دنیـــــــــــــــــــــــــا

http://rayaneh89-90.blogfa.com/

http://sorkh-sabz.persiangig.com/imam-naghi.jpg

[ یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 11:10 ] [ رهگذر ] [ ]
سلامی به پاکی صبح بهاری . . .

و سلامی به گرمی دلهــــــای کربلاییان. . .

راستی امروز آقا سید از کربلا میان. کاروانها هم یکی یکی دارن میرسن.

خیلی خوشحالم. شنبه هم برنامه ویژه استقبال از کربلایی ها.کانون.

در مورد اون خواننده بی ادب و کافری که توهین کرده بود به ساحت ائمه اطهار(علیهم السلام) . من نتونستم آروم بشینم. و فعلا هم داریم ویژه نامه چاپ و توزیع میکنیم و کارای دیگه!

اینجار بخوانید. . .   http://karandesh88.blogfa.com/post-54.aspx#

[ پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 ] [ 15:27 ] [ رهگذر ] [ ]


امشب داشتم مطالعه میکردم.به دو سه نفر از دوستان هم سپردم که لطفا زنگ نزنید و حتی پیامک هم ندید، بعد از چند روز فشار کاری در ایام ولادت حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) ، میخوام یه مقدار مطالعه کنم. رفقا هم مثل همیشه لطف کردند و واقعا در طول اون 2ساعت و 17 دقیقه ای که قرار بود بشه 3 ساعت مزاحمت ایجاد نکردند. . .

اما ساعت تقریبا 22 و 17 دقیقه بود که با پیام ((آقاسیدمهدی)) شوککککه شدم!!!!!

((آجرک الله یا صاحب الزمان . . .

هتک حرمت به ساحت مقدس امام هادی(علیه السلام) تسلیت باد)).

فورا زنگ زدم.من : سید چی شده؟  سید: ظاهرا یه خواننده اون طرف آب در یک شعری که واق واق کرده به امام هادی(علیه السلام)شدیدا توهین کرده.      من: خدا لعنتشون کنه!حالا کدوم یکی از الاغ ها بوده ؟!

سید: شاهین نجفی   من: وی وی . . .    سید: خنده     من:بالهجه شیرین شیرازی و لهجه مرسوم بین من و سید _ حالو چیکار بکنیم به نظرت ؟!    سید:خنده زیاد ، باید یه کار اساسی بکنیم کاکو

من : بریم پدرشو در بیاریم؟!  سید: خنده . . . کاکو هرکس به ولایت علی شک دارد......با مادر خویش در میان بگذارد. . .

من : سید درسته . . ولی باید یه حال اساسی بهش بدیم که دیگه از ای غلطا نکنه . .

سید : چیکار بکنیم ؟!  من : بیا یه جنبشی تو اینترنت راه بندازیم و به همه جا ایمیل کنیم و حتی تو وب ها هم خبرشو پخش کنیم . حتی سایت مراجع و هیئات های مذهبی.

بعد هم دیگه خدا حاظفی کردیم .

خدا رو شکـــر وقتی وارد فضا شدم دیدم که هیئت الرضای تهران ( حاج عبدالرضا هلالی) استفتاء کرده بودند از محضر حضرات آیات مراجع عظام صافی گلپایگانی و مکارم شیرازی و هردو بزرگوار فتوای ارتداد آن ملعون را صادر کرده بودند. خییییییلی خوشحال شدم از اینکه آن هیئت بسیجی با سرعت عمل و همچنین مراجع بزرگوار به جد پیگیر این مسئله نامشروع بودند و در اسرع وقت رسیدگی و به اطلاع مسلمین جهان رساندند.خدا انشاالله خیرشان دهد.

البته وقتی ایمیل هام و چک کردم خیلی از دوستان لطف کرده بودند و زودتر خبر داده بودند.که ممنونشون هستم.

بنده به سهم خودم بعنوان یک فرد مسلمان با افتخار میگویم که شیعه امام هادی علیه السلام هستم و حاضرم که بعنوان یک مسلمان شیعه راه بیوفتم و آن ملعون مرتد را به هلاکت برسانم. باشد که در این راه جان خودم را هدیه به آن امام همام بنمایم.

 

 


[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 23:31 ] [ رهگذر ] [ ]
همه روز روزه رفتن، همه شب نماز کردن

همه ساله حج نمودن سفر حجاز کردن

ز مدينه تا به مکه، به برهنه پاي رفتن

دو لب از براي لبيک، به وظيفه باز کردن

به معابد و مساجد، همه اعتکاف جستن

ز مناهي و ملاهي، همه احتراز کردن

شب جمعه ها نخفتن، به خداي راز گفتن

ز وجود بي نيازش، طلب نياز کردن

به خدا قسم که آن را، ثمر آن قدر نباشد

که به روي نااميدي در بسته باز کردن
__________________
[ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 11:47 ] [ رهگذر ] [ ]
ویژه نامه میلاد حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها. . .

اینجا را ببینید

http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/Fatemeh/Veladat/88/VijeName.aspx#5

[ پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 19:27 ] [ رهگذر ] [ ]
مراجعه به ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 19:20 ] [ رهگذر ] [ ]
سلام

یکی از عزیزان یه مطلب خیییییلی جالبی رو امروز برام ایمیل کرد حیفم اومد تو وب نذارم. شما هم حتما مطالعه بفرمائید . . . . . . . . .




یک سخنران مشهور سمینارش را با در دست گرفتن بیست دلار اسکناس شروع کرد
او پرسید چه کسی این بیست دلار را می خواهد؟
دست ها بالا رفت.او گفت:من این بیست دلار را به یکی از شما می دهم
اما اول اجازه دهید کاری انجام دهم.

او اسکناسها را مچاله کرد و پرسید چه کسی هنوز این ها را می خواهد؟
باز هم دست ها بالا بودند.او جواب داد خوب. اگر این کار را کنم چه؟
او پول ها را روی زمین انداخت و با کفشهایش آنها را لگد کرد
بعد آنها را برداشت و گفت:

مچاله و کثیف هستند حالا چه کسی آنها را می خواهد؟
بازهم دستها بالا بودند
سپس گفت:

هیچ اهمیتی ندارد که من با پولها چه کردم شما هنوز هم آن ها را می خواستید
چون ارزشش کم نشد و هنوز هم بیست دلار می ارزید.

اوقات زیادی ما در زندگی رها می شویم، مچاله می شویم
و با تصمیم هایی که می گیریم و حوادثی که به سراغ ما می آیند آلوده می شویم .

و ما فکر می کنیم که بی ارزش شده ایم
اما هیچ اهمیتی ندارد که چه چیزی اتفاق افتاده یا چه چیزی اتفاق خواهد افتاد.

شما هرگز ارزش خود را از دست نمی دهید.

کثیف یا تمیز،مچاله یا چین دار

شما هنوز برای کسانی که شما را دوست دارند بسیار ارزشمند هستید.

ارزش ما در کاری که انجام می دهیم یا کسی که می شناسیم نمی آید
ارزش ما در این جمله است که: ما که هستیم؟
پس هیچ وقت فراموش نکن که بعدازهراحساس شكستي ؛ براي خود ودوستانت هميشه بهترين خواهي ماند
[ چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391 ] [ 11:45 ] [ رهگذر ] [ ]
حضرت آیت الله مظاهری _ حفظه الله

يک توصيۀ اخلاقي

من هميشه به شما جوان‌ها يک جمله داشتم و اکنون آن جمله را تکرار مي‌کنم و تقاضا دارم به آن عمل کنيد:

جوانان عزيز مراقب باشيد گناه در زندگي شما نباشد که گناه انسان را به سقوط مي‌کشاند. گناه، زندگي را سياه مي‌کند. گناه، زندگي را تباه مي‌کند. اما اگر العياذبالله گناه کرديد، مواظب باشيد که در سرازيري گناه واقع نشويد که اگر در سرازيري گناه واقع شديد، نظير ماشيني است که ترمز آن بريده باشد، سقوط مي‌کنيد و برگشتن شما بسيار مشکل است، همچنان‌که کنترل آن ماشين غير ممکن است. يعني نه خودتان مي‌توانيد کنترل کنيد و نه ديگران مي‌توانند شما را کنترل کنند.

امّا مهم‌تر آنکه اگر العياذبالله در سرازيري گناه هستيد، مواظب باشيد که گناه را توجيه نکنيد که توجيه گناه، يک پردۀ ضخيم و يک حجاب ضخيمي براي عقل و فطرت و وجدان اخلاقي است و توجيه گناه انسان را به جايي مي‌رساند که گناه مي‌کند و خيال مي‌کند که کار خوبي است.  بسياري از انحراف‌ها از همين ناحيه پديد مي‌آيد. لذا قرآن کريم مي‌فرمايد: ورشکسته ترين افراد، افراد توجيه‌گر هستند. کساني که مبتلا به جهل مرکب مي‌باشند.

بنابر تعبير قرآن کريم، ورشکسته ترين افراد کساني هستند که کار بد مي‌کنند و خيال مي‌کنند که خوب است؛ يعني کارهاي خود را توجيه مي‌کنند:

«الَّذينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً» کهف 104

[ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 13:42 ] [ رهگذر ] [ ]

شفاعت حضرت زهرا سلام‌الله‌عليها امري بي‌حساب و کتاب نيست، بلکه اذن الهي به ايشان براي شفاعتْ بدين خاطر است که شفاعت شونده به واسطه محبت به حضرت، ارتباطي با ايشان پيدا کرده که جذبه آن محبت اجازه نمي‌دهد از ايشان جدا شود و اين رابطه قلبي، روح او را به روح حضرت متصل کرده است و موجب شده که جاذبه حضرت در آن ها اثر کند... پس مسأله شفاعت امري خارج از نظام علي و معلولي نيست و ربطي به پارتي‌بازي ندارد، بلکه ناشي از تاثير عميق محبت است... تعبير تربيتي و عرفي اين واقعيت اين است که شفاعتْ پاداش محبت اهل‌بيت است.

(درس هاي اخلاق سال تحصيلي90-91: جلسه بيست و پنجم)

[ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 13:37 ] [ رهگذر ] [ ]
مراجعه به ادامه مطلب




ادامه مطلب
[ سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 13:32 ] [ رهگذر ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

سلام - چشام و که باز کردم باطلبه های مخلص امام زمان(عج) روبرو شدم. وقتی هم کوچیک بودم و با پدر یا مادر میرفتم روضه بیشتر حواسم به سخنران ها جمع بود.عاشق روحانی ها بودم.بالاخره خدا خواست و امام زمان (عج) طلبیدند و اومدیم . بسم الله که گفتیم اول کتاب صرف میر خواندیم (( اول العلم معرفت الجبار و آخرالعلم تفویض الامر الیه)).بعد هم خدا توفیق داد یکسال رفتیم زیر سایه امام رضا (ع) . الان هم بی بی حضرت فاطمه معصومه (س)طلبیدند سر سفره باکرامت ایشون نشستیم.
***************************
دیدم به خواب خوش که بدستم پیاله بود
تعبیر رفت وکار به دولت حواله بود
چهل سال رنج و غصه کشیدیم و عاقبت
تدبیر ما بدست شراب دو ساله بود
یا علی
لینک دوستان
امکانات وب
ایران رمان